شاعردلتنگی ها
شاعر.نویسنده.تحلیلگرمسائل اجتماعی سیاسی فرهنگی
هیچوقت روز میلادم راازیادنخواهم برد
روزی که ازدامن شبی برون آمد برایم خاطره هاساختی
شب وروزمیلادم راچه زیباساختی
هرگزازدل واحساسم بیرون نخواهدرفت
عصرروزی درشهری بارون خورده
شیرینی قلبم رابه توهدیه دادم
آه
یادم باشدکه چققققققققققققققققدرحس لطیفی بود
که باصدای بارش بارون خرداد
چه خاطره هایی دردفترزندگی آفریدیم
با یه سبد پراز گلهای سرخ وگلهای رز
تقدیم به " ن "مثل "نوازش دقایق آبی"
شاعردلتنگی ها
ابرهای خاکستری دردوردست
سایه های پیچ درپیچ درلرزش زمان
سکوتی بی انتها دردل فواره ی خروشان
ظلمانی ترین شبهارابه یادآر
اما هرآنچه گشت گذشت
دمادم سرشاراز دم حیات
برپیکره بی جانم
امواج دریای طوفانی می کوبد
شباهنگام که ستاره ها آمدند
بی درنگ جانی دوباره یافتم
سحرگاهان باخیزش موج زندگی
من نیزبرخواهم خواست
تولدم مبارک رابا هزاران هزار شوق
برزبان جاری خواهم ساخت
باکمی دلهره بادستانی پرازرزهای تر
هواراخواهم بویید
هوای تازه ایست
هوا رابه رگهایم هدیه خواهم داد
بی شک دلم جوانه خواهدزد
سرسبزترین روزها راخواهم پوشید
وبه خدایم همان خدایی که پناهم داد
سلامی دوباره خواهم داد
سلام ای خدای نازنینم
شاعردلتنگی ها
بایدتاب بیاورم تمام بی تابی های شبهای تنهایی را
وقتی ثانیه هابردیواره های قلبم می کوبند
عطرنفسهایت،
نام ویادت
خنده هاوگریه هایت
وچشم هایت
همگی میهمان تنهایی هایم می شوند
می دانم که درنبودت همگی اشان پرپرشدند
بدرود...
شاعردلتنگی ها
من درتو،تودرمن، تنیده شدیم
رسوایی ی بزرگی بودطلوع خورشیدی که
ازشرم می درخشید
سایه های محوشده روی خاک ظهرداغ
جای مشتهای گره کرده درحصاردلتنگی
درچالشی طاقت فرسا
رهاشده درهوایی سرشاراززندگی
دم دمه های صبحی دل انگیز
پروازبابالهای شکسته راتجربه ای باید...
می شوددربازدم این زندگی دم اززندگی زد...
شاعردلتنگی ها
اردی بهشت 91
روزی بادرودی آمدیم وامروز روز بدروداست
نخواهیم بوددراین دنیای پررازورمزو.......
به یادتان خواهم بود
شایدسال آینده آمدیم
عاقبت همه به خیر
.
.
.
و
صدای هوس انگیزباددرمیان گندم زار
بوی سرمست کننده خوشه های برنج شالیزار
عطرباران دردشتها وکوهسار
رقص باران درمیان بوته زار
بوی عشوه انگیزاطلسی ها
بوی غلیظ گرده های گلها وشکوفه ها
روزهای مستی مثل پروازشاپرکها
زیبایی دلفریب گلهای نرگس وشمعدونی ها
شیرینی التماس های زنبق ویاس ها
شبهای مخملی و مهتابی
بیداری فرح انگیزشبهای نقره ای
گرمی نفسهادریک روزبرفی
دشتهای سپیدورویایی وبرفی
اماباهمه این ها
.
.
.
همه ماغریبیم
درسرزمینی که غریب راغریبانه به مسلخ کشیدند
غریبانه ترین روزهایمان راسپری کردیم
لحظه های غربت تنهایی رامیگویم
همان لحظه هایی که درغربت ثانیه هاغریبانه اشک ریختیم
همه مامسافردیارغربتیم
هوای غربت، عجیب دلهایمان راپرکرده است
هواسرشارازخاک بارون خورده غربت است
درختی که غریبانه برزمین افتاد
تبربه دستان وبی تبران ریختند
تن وشاخ وبرگش رابه تاراج بردند
من خود، ناله های غریبانه اش راباگوش خودشنیدم
غربت، غریب، غریبانه و....چه واژه های دلتنگی ای !
به خدا، همه ی ما غریبیم...
شاعردلتنگی ها
اسفندماه غریب
هردرودی رابدرویست به وسعت یه بغل دلتنگی
روزی من درهوایت هوایی شدم
باددرانتهای کوچه های بی عابرمراباخودبرد
دوردستهارنگ بی رنگی برتن داشت
وقتی گلاویزعطریادت شدم
سرمست ترین ثانیه هامیهمان تنهایی من شد
دلتنگی هاجنون دقایق بی اضطراب است
یادت که درخاطرخسته ام رخنه کرد
زمستان دلتنگی هاچه دلتنگ گذشت
نفسهایم سرشارازدلتنگی هاست...
شاعردلتنگی ها
زمستان برفی
به دوردستهای مه آلود خیره شدن همچون عقیقی شکسته!
دربوته زارها نسیم می وزد،
عطرگلها می پیچد
ودلتنگی ها درمی رسد...
درموزونی ناموزون خاطره ها،
درصف طولانی حادثه ها،
در پیچش مستانه پهن برگهای افرا،
زیرنوازش آفتاب عالمگیر
بوی خوش سوزنکهای باران خورده
امارویاها سر بازگشت ندارند...
شاعردلتنگی ها
بهمن ماه سرد
درغریبانگی عشق...
گاهی که آدمی درخلوت خویش به فکرفرمی رودصدای وجدان خودرامی شنودکه بانگ می زنددرعصرغفلت ازاخلاق چه برسرآدم ها آمده است؟!چه بی هراس ازخداوندگارهستی ونیستی،اسب سرکش شهوت وپلیدی خودرازین کرده ودرهرجایی می تازند.دیرسالیست که ضجه های دخترکانی وگاهی پسرکانی برآسمان برخاسته است که شکست عشقی خورده ایم!!!چه جمله نوستالژیک دراماتیکی!!!اماباکمی تامل به راحتی می توان فهمیدکه کلمه مقدس عشق رااین گونه افراددزدانه به عاریه گرفته اند.عشق مقدس ترازآنست که باشکست جمع گردد.ریشه این گونه شکست هامرگ وجدانهاست.ازیک طرف پسرکانی شهوت پرست باوعده های دروغین ازدواج طرح دوستی وسوء استفاده های عاطفی وجنسی ازدخترکانی احساسی را می ریزند.وآهسته آهسته وقدم به قدم احساسات ساده وطوفانی طرف مقابل رادرمی نوردندواینجاست که داستان غم انگیزلذت جویی های غیراخلاقی وشهوت پرستی رقم می خورد.غافل ازاینکه سوءاستفاده های جنسی به بهانه های دروغین اشنایی برای ازدواج اززنای مکرربامحارم ونوامیسشان بدترونکوهیده تراست.ازطرفی خوددخترکان نیزمقصرندکه به دورازمعیارهای عقلی ومنطقی این وعده های پلیدشیطانی رامی پذیرندوزمانی بیدارمی شوندکه کارازکارگذشته است ویک دنیا پشیمانی برجای مانده است واینجاست که فریادمی زنند که شکست عشقی خورده اند.هرچندریشه های متعددی دراین زمینه وجودداردازقبیل:نداشتن کانون گرم خانواده،عدم آگاهی،مشکلات شدیداقتصادی،تابوبودن مسائل جنسی درجامعه،وجودرسم ورسومات غلط درازدواج،برنامه ریزی های غلط مسوولین،عدم آزادی های ذاتی درجامعه،اعتیاد،بیکاری،خیانت و........
به هرحال جمع بستن کلمه مقدس عشق درکنارشهوت پرستی وامیال پلیدوسوء استفاده های عاطفی وجنسی،توهین به خودعشق است زیراعشق درکنارعقل است که دلها رامی شوراند می گدازاندومی خروشاند وآن را به وادی مقدس وجاودانه جنون ومستی می بردکه پلیدی هاراجرات ورود به آنجانیست.
شاعردلتنگی ها
دی ماه نقره ای
همچون نسیم که برجنگل ساکت پاییزی می وزد
ودرزیرآفتاب ظهربی رمق
برگهای خزانی را می نوازد
نفسهایت روح خسته ام رانوازش می کند
توهیچوقت نپرسیدی که درپس بی صداترین فریادم
بانگ حضورت نهفته است
توهیچوقت ندانستی که درپس اضطراب های گاه بی گاهم
لحظه های نبودنت رابه عزانشسته ام
شباهنگام داسی برآسمان می روید
ویکایک ستاره های خیالم را درو می کند
بربام شب آواز مرغ شب
برحنجره بی صدایت بوسه می زند
واندکی درددرنگاهم رخنه می کند...
شاعردلتنگی ها
زمستان تقویم زندگی
| Design By : Pichak |












